ضیافتی در کنار مهر تابان

 

گزارش : آرش فراست ، پدرام محمدطاهری

 

روز های داغ مرداد ماه همواره یادآور میهمانی های آسمانی ماه و خورشید است و امسال نیز بار دیگر مهر تابان و ماه ضیافتی را بر پاداشتند ودلباختگان این دانش آسمانی  را به این میهمانی بس ارزشمند دعوت کردند . از این حیث فرصت را غنیمت شمردیم تا ما نیز با جمع این میهمانان آسمانی همراه شویم و روزی خاطره انگیز را برای خود و همراهانمان رقم بزنیم.

 

چند روز قبل از گرفت بود و در تلاش برای برنامه ریزی یک گشت بی درد سر و خاطره انگیز بودیم .روزهای اول برنامه ریزی ما بیشتر برای پیدا کردن یک رصدگاه مناسب صرف شد تا اینکه از بین چند رصدگاه در شرق استان تهران ، پلور را انتخاب کردیم و بعد ازاون هم به دنبال ماشین مناسبی بودیم تا جوابگوی تعداد نفرات ما باشه . همه ی اینها یک طرف ، جمع و جور کردن بچه ها هم از طرف دیگه باعث شد که کلی  وقت و انرژی ما سر این قضایا به هدر بره . تا اینکه بالاخره در کمتر از 24 ساعت مانده به شروع گرفت تونستیم ازمیان یک لیست 20 نفره ، از 10 نفر جواب مساعد بگیریم . خلاصه یک تیم ده نفره تشکیل دادیم و جمعه صبح حوالی ساعت 8 – 5/8 بود که همگی از محل قرارمون یعنی سه راه تهرانپارس  راهی پلور شدیم و هنوز ماشین حرکت نکرده بود که شوخی و خنده های همیشگی گشت های نجومی ما شروع شد و به این خاطر اصلا متوجه مسافتی که طی کردیم نشدیم و تا چشم باز کردیدم ، دیدیم که در امام زاده هاشم هستیم بعد از یک توقف 10 – 15 دقیقه ای در این امام زاده و بعد از پرس وجو در مورد آدرس محل رصد راه خودمونو ادامه دادیم  تا اینکه به نزدیکی شهر پلور رسیدیم . از اونجا بسراغ راهنمایی رفتیم  که قبلا با اون هماهنگ کرده بودیم و ایشون هم ما رو تا نزدیکی محل رصد راهنمایی کرد . خلاصه اینکه حوالی ساعت 5/11 بود که به محل رصد رسیدیم. محل رصد ما که نزدیکی پلور بود در منطقه ای کاملا کوهستانی قرارداشت و دورتا دورما را کوهها و تپه هایی نسبتا بلند در بر میگرفت و در افق شمالی هم قله ی زیبای دماوند قرار داشت  که مثل همیشه نوک قله اون در ابرها پنهان شده بود . هوا هم کمی خنک بود ولی نمی دانم  چرا تمام پوستمون سوخت ولی هر چه که بود از هوای عجیب وغریب تهران که خیلی بهتر بود .

 هنوز خیلی تا زمان آغاز گرفت وقت داشتیم  و برای همین بعد از گذاشتن وسایل ، شروع به گشت و گذار در منطقه کردیم . در این بین به یک یخدان قدیمی بر خوردیم که دیدن مقداری  برف و یخ اون هم  در این فصل از سال قدری غیر منتظره بود . بعد از اون رفتیم بسراغ وسایل و ابزار رصد و عکاسی  و تلسکوپ 6 اینچی  که یکی از بچه های تیم زحمت اون رو کشیده  بود بر پا کردیم و فیلترش رو هم راه انداختیم . دیگه کم کم نوبت به ضیافت ناهار میرسید و حول و حوش ساعت 1.5 – 2 بود که بساط ناهار و چیدیم و ...  . زمان گرفت نزدیک بود و همه خودشونو  برای گرفت آماده میکردند ساعت 14:35 ثانیه بود که تماس اول رو  از پشت تلسکوپ ثبت کردیم و جنگ و دعوا برای رصد خورشید از پشت تلسکوپ شروع شد .  قدری آنطرفتر هم چندتای  دیگه از بچه ها  با استفاده از روش اتاق تاریک و دوربین دوچشمی که آنرا چند ساعت پیش برپا کرده بودند مشغول مشاهده خورشید بودند در این بین هم عکسهایی رو از گرفت تهیه کردیم که در پایین میتونید مشاهده کنید . ساعت 15:33 بود که گرفت به اوج خودش رسید ولی اینقدر درصد گرفت پایین بود که تغییر محسوسی تو نور محیط دیده نشد . در این بین هم تماسی با دوستان دیگرمون در رصدگاههای مختلف داشتیم و زمان گرفت رو در نقاط مختلف استان مقایسه میکردیم  که تجربه ی نویی بود . گرفت تا ساعت 16:28 ادامه پیدا کرد و بعد از اون نوبت به تماس چهارم رسید و پایان کسوف . گرفت که تمام  شد بازهم گشت و گذاری در منطقه داشتیم و در آخر وسایل رو جمع و جور کردیم و حوالی ساعت 5 - 5/5 راهی تهران شدیم و علی رغم پیش بینی راهداری بدون اینکه با ترافیک شدیدی برخورد کنیم حوالی ساعت 8  به تهران رسیدیم و همه با تجربیات و خاطراتی بیاد ماندنی راهی خانه هایشان شدند  و من و یکی از دوستانم خوشحال تر از دیگران از اینکه توانسته بودیم  گشت رصدی خوب و منظمی رو برای اولین بار اجرا کنیم .

 

                                                                 تصاویر :

 

  

 

  

 

                                

 

   

 

  

 

08.04.08

PersianAstronomy - Report

Reported By PersianAstronomy( © 2008-08-04 )